تبليغاتX
بهبهو

بهبهو

پدرم...


تبريک به کسي که نمي دانم از بزرگي اش بگويم يا مردانگي، سخاوت، سکوت، مهرباني

و…

بسيار سخت است …

 پدرم...

عزیز ترینم

 

 

روزت مبارک

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

شهادت دکتر علی شریعتی

سلام

 

روز 29 خرداد 1389 سي و سومين سال درگذشت دکتر علي شريعتي انديشمند بزرگ تاريخ معاصر ايران است، در مورد دکتر علي شريعتي مطالب زيادي نوشته شده، گاه در تاييد ديدگاه ها و نظريات ايشان و گاه در رد تفکراتشان اما به عقيده من براي شناخت علي شريعتي هيچ چيز مناسب تر از خواندن مطالب و دستنوشته هايشان و يا شنيدن سخنراني هاي ايشان نيست، من به شخصه وقتي صدايشان را ميشنوم و يا جملات و مطالبشان را ميخوانم سخت به فکر فرو ميروم و اين مسئله همان نکته اي است که شريعتي خواسته يعني تفکر در مسائل و ابعاد مختلف زندگي، همان مسئله اي که در اديان و عرفان مختلف هم بارها به آن توصيه شده. شريعتي با سخنانش خيلي چيزها و کس ها را به چالش کشيد به گونه اي که در زمان حکومت پهلوي هم مورد تعقيب ماموران دستگاه رژيم بود و هم از سوي اکثريت جامعه روحانيت سخت با افکار او مخالفت ميشد، شريعتي که بود و چه حرفهايي ميزد که در دوران خود محبوب عده از از مردم و منفور دو طبقه خاص از جامعه بود؟؟؟


دکتر علي شريعتي متولد سال 1312 در استان خراسان بود، ايشان از خانواده اي مذهبي ولي روشنفکر بودند، دکتر شريعتي بعد از اتمام تحصيلات فعاليتهاي خود که در ابعاد مختلف بود (سياسي، فرهنگي و …) را آغاز کرد و اين فعاليتها باعث شد که حکومت سابق ايشان را در رديف دشمان درجه يک خود قرار بدهد، از آن سو شريعتي به خاطر بعضي از تفکراتش از سوي جامعه روحانيت هم مورد غضب قرار گرفته بود زيرا که ايشان طبقه اي به اسم روحانيت را قبول نداشت و ميگفت که ما در اسلام عالم ديني داريم ولي چيزي به اسم روحاني نداريم، اين تفکرات باعث گشت روحانيت بر عليه او جبهه گيري کند به گونه اي که تعدادي از مراجع بر عليه او و صحبتهايش فتاوايي دادند و سخنانش را سخت محکوم کردند، در همان زمان فشار حکومت هم بر ايشان دوچندان شد و چند بار دستگير شدند که در يکي از اين بازداشتها به مدت 18 ماه در زندان انفرادي بودند، اين فشارها باعث شد شريعتي به انگلستان مهاجرت کند و در آنجا به طرز مشکوکي از دنيا ميروند.

ديروز، شريعتي ديروز مردي که متفکر در جامعه و دين و سياست بود، زنده بود و ميتوانست از خود در برابر تهمت ها دفاع کند، او در زماني بعضي از تفکرات ديني را به چالش کشيد که روحانيت در درجه بالايي از محبوبيت در عامه مردم قرار داشت، شريعتي ديروز در ميان طبقه اي از تحصيل کردهاي دانشگاهي و روشنفکران محبوبيت بالايي داشت طبقه اي که او را از خود ميدانستند و حرفهايش را حرف خود ميدانستند که تا به آنروز کسي جرات گفتن آنها را نداشته بود ولي در اکثريت طبقه روحاني جامعه که از نظر جمعيتي کم تعداد بودند ولي از نظر محبوبيت و تاثيرگذاري بسيار قدرتمند شريعتي يک فرد ضد دين و خدا بود که بايد از او بيزاري جسته ميشد، در ميان طبقه معلمولي و کم سواد جامعه که اکثريت را در اختيار داشتند شريعتي شناخته شده نبود ولي همين طبقه هم تحت تاثير طبقه روحانيت بودند و به همين دليل ميتوان گفت ديروز شريعتي با وجود اينکه زنده بود ولي در ميان اکثريت جامعه ايران فردي بود که با ورود به حريم مقدسات قصد توهين به دين را داشت پس محبوب نبود.

امروز، شريعتي امروز فردي است که ديگر زنده نيست و نميتواند از خودش در برابر اتهامات دفاع کند و ميشود هر تهمتي را به راحتي به او زد، عقايد و تفکراتش هنوز در ميان طبقه روشنفکر و تحصيلکرده جامعه محبوب است با اين تفاوت که ميزان اين طبقه نسبت به گذشته چنديدن برابر شده و عده زيادي از مردم ايران با مطالعه آثار مکتوب و شنيدن حرفها و سخنرانيهايش و تفکر در آنها به شريعتي علاقمند شده اند و سخت افکارش را ميپسندند، ولي شريعتي امروز هنوز در ميان جامعه روحانيت يک فرد منفور است و روحانيت و جامعه مذهبي او و تفکراتش را قبول ندارند ولي نه به شدت ديروز و جسته و گريخته در ميان حرفهاي بهعضي از آنها حرفهايي در تاييد افکار شريعتي شنيده ميشود، در ميان طبقه معمولي و کم سواد جامعه هنوز شريعتي آنچنان شناخته شده نيست ولي موضوع اينجاست که اين طبقه ديگر اکثريت بالاي جامعه را ندارد و از آن سو مثل گذشته تحت تاثير طبقه مذهبي و روحاني نيست و نظر و راي خودش را دارد به همين جهت ميتوان گفت شريعتي امروز بسيار محبوبتر از ديروز است ولي نميتوان گفت در ميان اکثريت بالاي جامعه.

فردا، شريعتي فردا هم زنده نيست و نميتواند در برابر تهمت ها و افتراها از خود دفاع کند ولي موضوع اينجاست که به عقيده من فردا زمان تهمت نيست بلکه زمان تفکر است و مردم آن زمان با تفکر در عقايد بقيه در موردشان نظر خواهند داد، فردا شريعتي باز هم در ميان متفکران تحصيلکرده که مطمئناً اکثريت غالب را تشکيل ميدهند محبوب خواهد بود و در ميان مردم عادي و کم سواد هم که خيلي کم شده اند همچنين زيرا اطلاعات آنها هم بالاتر خواهد رفت و از بي اطلاعي خارج خواهند شد، در ميان طبقه مذهبي هم کساني که به تفکرات ايشان احترام خواهند گذاشت کم نخواهد بود. فردا شريعتي بسيار محبوب است در ميان اکثريت غالب جامعه و در موردش تفکر خواهد شد، پس فردا روز شريعتي است و او براي ديروز و امروز نبوده، خيلي از بزرگان دين و ادب و فرهنگ و … مردان فردا بودند و وجودشان در ديروز براي مردم ديروز و امروز آيينه اي بود که بشريت در فردا را نشان ميداد. فردا روز شريعتي است پس در مورد او فردا بايد قضاوت شود.

حميد رضا مقسميhttp://www.white-pencil.com/

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

مرگ...

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدآ ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش مي طلبم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

به استقبال شب آرزوها

داستان پیر مرد و آرزوها

 

در حديثى از حضرت مسيح(ع) مى‏خوانيم: «در جايى نشسته بود و پيرمردى را مشاهده كرد كه با كمك

بيل به شكافتن زمين مشغول است(و تلاش گرم و مستمرى براى كار كشاوزى دارد) حضرت مسيح(ع) به

پيشگاه خدا عرضه داشت: «خداوندا اميد و آرزو را از او برگير!» ناگهان پيرمرد بيل را به كنارى انداخت

 و روى زمين دراز كشيد و خوابيد، كمى بعد حضرت مسيح(ع) عرضه داشت: «بارالها! اميد و آرزو را به او

بازگردان!» ناگهان مشاهده كرد كه پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و كار شد! حضرت مسيح(ع)

از او سؤال كرد كه من دو حال مختلف از تو ديدم، يك بار بيل را به كنار افكندى و روى زمين خوابيدى، اما

در مرحله دوم ناگهان برخاستى و مشغول كار شدى؟!

پيرمرد در جواب گفت: «در مرتبه اول فكر كردم من پير و ناتوانم و آفتاب لب بامم، امروز بميرم يا فردا خدا

مى‏داند،چرااين همه به خودزحمت دهم واين همه تلاش كنم بيل رابه كنار انداختم و بر زمين خوابيدم))

ولى چيزى نگذشت كه اين فكر به خاطرم خطور كرد از كجا معلوم كه من سالهاى زيادى زنده نمانم؟

افرادى مثل من بودند و سالها عمر كردند، انسان تا زنده است زندگى آبرومند مى‏خواهد و بايد براى خود

خانواده‏اش تلاش كند، برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول كار شدم

 



اخلاق درقران

ايت اله مکارم شيرازي

 

برگرفته از سایت کلوب بهبهان

نوشته ی آقای میثم امانی

 قرار ما همین پنجشنبه

(شب آرزوها)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  | 

روزت مبارک عزیز ترینم

 
 
هر کس مادرش را ببوسد....

ابن عباس از حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه:

من قبل بين عينى امه كان له سترا من النار

هر كسى كه ميان دو چشم مادرش را ببوسد اين عملش سپر و مانعى مى گردد بين او و آتش جهنم .

و در كتاب شرعة الاسلام آمده كه:

من قبل رجلى امه فكانما قبل عتبة الكعبه

هر كسى پاى مادرش را ببوسد گويا آستانه كعبه را بوسيده

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نویسنده  |