تبليغاتX
بهبهان

گُل خِميرِک وشبّوو وُياس وُچِش دَردَي“ مِيونِ هرچي گُلِه خوبتِر ديارندي

بشيرنذير اي فََصلَه هَوُي بهشتي رن “ اَ سيکِه رونق يه موسم بهارندي

تِه رَه زنو سي خُوشُو دسّه دسّه رُو مُکُنِن“لُپاشُو سرخ هم مثل دُنگِ نارندي

َچَنگ و پِنگِک وُ کِل گوشِ خلق کرمُکُنِن“وُلاشُوايسّه ايکارَه نه عيب وُعارندي

سوار خر اَته رَه يَه زني وُيَه مردين“اَپيشِه شُو دُو بِچِي خُردِلَي سوارندي

هَفَش کِلا اَ سِر سيمِ تلگرافندي“اَ اونجَه جَعمِن وُمشغول قارقارندي

کنار پرزدُو دُوتَي علف گره مِزنن“سي خونه رَهتِه وُ شي کِرده بيقِرارندي

کنار گُلبه مِچينن هَفَش بچه سِر دار“مِبينَه يَه دُو سِه تا هم اَ زير دارندي

تِه قُلفِ دارِن وُهِي لاخِه ها تِکوميدِن“اَ زير دار اوشو هم تِه انتظارندي

اوطِرفِني مُکُنِندي بُجور پا کُو گَي“دُو زه کِه مي بِنِظَر ديم يَي خُهارندي

تِه باغِ دَسِّ چِپي طرف رِي که ميشه مُقوم“ُلِي تُووَي دُوسِه لُختي دِم قمارندي

بشيرنذير تِه اي مُوسِم عجب جِيرن“سي کِيف کِرده همه اونجِه دَسِّ کارندي

هَميچه يَه دُوجِوو شَسِّيِن تِه اِيوونِکِي“دِم کشيدن قِيلو وُ يا سگارندي

نِهِيگِ بِرکه وُيا پُوي گِچينِه ها اَ پِسي“سِه چار کاسِبِ مَهلي لِچَر خُمارندي

سي يَقُّرُوش که هُدِندي رياشُومِي سِرکن“قيافه هاشُو هَوُي بُرچِ زَهرمارندي

تِه مامِلَه اَ سِر خوب و بد کُلَه مِنِسِن“بُوکي شِني که يِه دشمن وُ يا بُرارندي

يزيد جا مِنِسِندي تِه بيخِ کُرِّه بِجَي“اَسير دَسِّ ايشو شِمر نا بِکارندي

بشيرنذير اي فصلَه زياد جِي خوبي“همونجه جِي خوشي و ماچ و بوس يارندي

جماعتي اَاي شهرَه اي مُوسِمَه که رسِس“اَسي دريزکو وُپرچ رهسِپارندي

ايمومرضا،کِريا،چِل گِزي وُ خيرآباد“وُ يا روُونِه  اَ سي جَمبِ آبشارندي

آبوذِرندي وچِي کل قُباد وُ باغِ بُهون“که گُل زياد وُ کُنا اونجِه باربارندي

َطِرفِ چاراُسيُو،لاسپيد وُ شيرعلين“که مرد وُ زه اَتِه اِشکفت وُ بيخِ غارندي

خلاصه هرکي اَيَه طِرف ريورَه وُمبو“اَسي اي مردمَه دِررَهتِه افتخارندي

بهار وُبي بِزه دِر(آصفي) تِه خونِه نِشي“بهارکو تُو مِبينَه که بَهز پارندي

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

معنی شعر به فارسی

ديگه خواب بسه!بيدار شين که بهار رسيده

و زمان رفتن صحرا با يار اومده

هر کجا که سر بزني ميبيني سبز و با صفا شده

اينجور که معلومه بهار امسال بهتر از پارسال باشه

تند و سريع به صحراي بشير نذير برو و ببين

انقدر گلهاي خودرو اونجا زياد شده که بشير نذير شده عين دشت لاله

انقدر توي گندم زار گل هاي خودرو و رنگارنگ زياد شده

که پرنده ها هم مشغول خوشحالي هستن

گل خميرک و شب بو و ياس و شقايق(چند گل خودرو در صحرا هاي اطراف بهبهان)

بين اون همه گل خيلي بهتر و زیباتر خودنمايي ميکنن

بشير نذير توي بهار مثل بهشت ميشه

چون موقع بهاره که حسابي اونجا زيبا و شلوغ ميشه

توي راه زن ها  دسته دسته دارن ميرن بشير نذير

و از دست و بشکن و صداي شاديشون گوش همه رو کر کردن!

و اين موقع است که اين کارها برايشان عيب و عاري ندارد!

توي راه زن و مردي سوار بر الاغ هستن!

جلوشون هم دو بچه کوچيک رو سوار کردن!

هفت هشت کلاغ هم روي سيم تلگراف نشستن

و از خوشحالي دارن قار قار ميکنن!

کنار ديوارهاي خار دو دختر براي اينکه زودتر شوهر کنند

مشغول گره زدن علف هستن و براي ازدواج کردن بيقراري ميکنن!

هفت هشت بچه روي درخت مشغول چيدن کُنار هستن!

دو سه تاشون هم زير درخت ايستادن

بين شاخه هاي درخت نشستن و شاخه ها رو تکون ميدن

و بچه ها از زير درخت منتظر جمع کردن کنار هستن!

دو زن هم که به نظر مياد با هم خواهر باشن

مشغول جمع کردن پاکُوگي ( گياهي خودرو و ترش مزه) هستن!

طرف باغ سمت چپي جايي که به مقوم (قبرستان قديمي) راه دارد

دو سه قمارباز مشغول زدن قمار هستن

بشير نذير اين موقع عجب جاي با صفايي شده

همه اونجا مشغول خوشگذراني هستن

هميشه دو سه جوون روي ايوون اونجا نشستن و

مشغول کشيدن سيگار و قليون هستن

کنار برکه و يا کنار ديوار گچي

هميشه سه چهار دست فروش خسيس نشستن

براي دادن باقيمانده پول مشتري غر غر ميکنن!

اون موقع هست که ديگه خيلي بد اخلاق ميشن!

توي معامله سر همه کلاه ميذارن!

و براشون مهم نيست مشتريشون دشمنشون باشه يا برادرشون!

از بدجنسي حتي يزيد هم به پاي اونا نميرسه!

فکرکنم حتي شمر هم اگه بود اسير اونا ميشد!

بشير نذير اين موقع از سال خيلي جاي خوبيه

و جاي خوشحالي و ماچ و بوسه زدن بر ياره

تعداد زيادي از مردم شهر اين موقع از سال که ميرسه

براي رفتن به صحراهاي دريزکوه و برج حرکت ميکنن

خيلي ها هم به قدمگاه امام رضا (ع) و کريا و خير آباد ميرن

بعضياشون هم ميرن تا کنار آبشار خوش بگذرونن

صحراي ابوذر و چاه کل قباد و باغ بهو که گل اونجاها خيلي زياده هم حسابي شلوغ ميشه

طرف چهار آسياب و لاسپيد و شير علي مرد و زن توي غار هستن

خلاصه اينکه هر کسي ايام عيد به طرفي ميره

و بيرون رفتن از خونه براي مردم بهبهان در ايام عيد افتخار محسوب ميشه

بهار شد....(آصــفـي) تو هم از خونه بيرون بزن و به صحرا برو

بهار را ميبيني که بهتر از پارسال شده است؟

 

                                  تقي آصفي.شهريور 1349

 

 

 


+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 0:59
توسط دختر بهبهان موضوع: |

behboohu

دختر بهبهان

behboohu

http://behboohu.blogfa.com

بهبهان

بهبهان - عید شما مبارک

بهبهان

استاد تقی آصفی تنها پژوهشگر بهبهانی است که نامش در تاریخ فرهنگ عامیانه ایران به ثبت رسیده است.

بهبهان

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog